محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
495
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
بلكه ما مىگوييم : اين استمرار شرط سهولت ادراك آنها تا حدّ زيادى است . ولى هرگاه ، جهانى را كه به ما وعده دادهاند ، بهطور مطلق - از هر جهت - جهانى نو باشد ، نه قابل ديدن و نه لمس كردن و نه هم در اين جهان موجود نظيرى داشته باشد ، در آن صورت چه سيطره و حجّتى بر ما خواهد داشت ؟ و چه نگرانى خواهد بود ، وقتى كه در ذهن ما افكنده شود ؟ آيا در آن صورت بهگونهاى خواهد بود كه ما يكديگر را مىشناسيم و تاريك و مبهم است ، به مقدارى از بساطت كه بين مرگ و رستاخيز ساعتى بيش نگذشته است ؟ « 1 » وانگهى ، تجربه ثابت ما از همه لذّتها و آلام جسمى و اخلاقى ، آيا صلاحيّت دارد تا به عنوان يك شىء گرانبها شمرده شود ؟ . . . و آيا علّت وجودى اين تجربه در حدّ زيادى در اين جهت تجسّم نمىيابد كه ما را با اوّليات اين زندگى نوين آشنا سازد و آن را به صورت ايجاز و تشويق به ما اعطا كند ؟ البتّه من بايد آن تأويلى را كه ممكن است كلمات مسيح بدان سبب وضع شده باشد ، بدانم ، زيراكه آنان براى اينكه از حملات طرفداران عقل مصون بمانند و حال آنكه آنان درعينحال نصّى را راجع به آلام جسمى كه با نهايت شدّت براى اهل عذاب آماده شده است ، تسليم نمايند - اينان مىخواهند نصوص انجيلى را كه مربوط به مائده طيّبهاى است كه براى اهل سعادت اعلام شده ، معتبر شمارند - از قبيل راز و رمزها ، درحالىكه نه فرصتى در اينجا هست و نه اين مقايسه فايدهاى دارد . بنابراين ؛ اين نصوصى كه مسيحيان قديم بدانها با عبارت و الفاظ رسيدهاند ، همان كارى است كه پدران كليساى سريانى انجام مىدادند « 2 » ، و همانطورى كه هم اكنون پروتستانها در قدس جديد عمل مىكنند . « 3 » و بايد بدانم وقتى كه در نصوص قرآنى دقّت كنيم ، با اين تأويل ممكن است نيز مواجه شويم ، بلكه چهبسا اين تأويل به صحّت و صواب هم نزديكتر است ، زيراكه اين آموزش در
--> ( 1 ) - به مصداق اين سخن خدا در سورهء يونس / 45 : « وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَنْ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً مِنَ النَّهارِ يَتَعارَفُونَ بَيْنَهُمْ . » : به خاطر بياور آن روز را كه خداوند همهء آنها را محشور مىكند و آنها چنان احساس مىكنند كه در دنيا بيش از ساعتى نبودهاند به همان مقدار كه يكديگر را بشناسند . ( 2 ) - ر ك : T . Andrae . Mohammed , Sa vie et sa Doctrine p . 87 . ( 3 ) - ر ك : Tassy . Les lois de Mohomet , p . 132 .